X
تبلیغات
باتو ستاره میشوم...(نیمه گمشده من)

باتو ستاره میشوم...(نیمه گمشده من)
ای گوزوم یوللارا باخ داریخما...گون همیشه بولود آتدا قالماز...! 
قالب وبلاگ

باسلام

ادامه ی مطلب را دریابید تا متوجه

                              این پست ثابت شوید....!!

<<....تصویر و اسامی هدیه های امین جانم....>>

>>ادامه ی مطلب<<


برچسب‌ها: هدیه, عشق, محبت, دلتنگی, آدرس
ادامه مطلب
[ دوشنبه سی ام آبان 1390 ] [ 11:51 ] [ امين و سميرا ]

سلام دوستان

مرسی از کسایی که تبریک گفتن

و مرسی از کسانی که تبریک نگفتن!!

وقت ندارم متاسفانه و فقط اومدم تشکر کنم و برم و همچنین هول هولکی وقایع مهم اخیر رو که نیومدیم اینجا براتون می نویسم تند تند....!!

21/03/92 روز عقد کنون ما و جشنش تو خونه ی ما بود هدیه هام ساعت مچی و یه گردنبند نشان خوشگل و حلقه هامونم ست هستش که به موقع حتما عکسشان را خواهم گذاشت!!چند دست لباس و کفش و کیف و لوازم آرایش و اووووووووووه تا دلت بخواد....و همچنین خواهر شوشو سکه و زنداداشش هم سکه....بقیه هم نقدی...


روز نیمه ی شعبان منو از چند روز قبلش برده بودن اردبیل واسه پا گشا و یه جشن دیگه هم نیمه ی شعبون اونجا برپا کردن واسه آشنایی و این حرفا که اونجا هم یه انشگتری و یه گوشواره و دوباره چند جور لباس و خرت و پرت هدیه هام بود!!

بعد از اینکه برگشتم دوباره چند وقت بعدش عقد کنون یکی از دخترای فامیل شد به اسم گ ی س و که منم بردن و رفتیم و دوباره با امین جونم بودم!!

امین هم معمولا هر پنج شنبه و جمعه میادش اینجا بعدش که ماه رمضون شد و نتونستیم بیاییم به زور ده پونزده روز روزه گرفتم چون مدام مریض شدم و مسافرت بودم و عذر شرعی هم جای خود دارد دیگه....!!

همون تو ماه رمضون به مدت هفت روز از یکم مرداد تا هفتم مرداد با امین جان و مادر گرامی و پدر گرامی ایشون یه مسافرت مشهد با هم رفتیم....خیلی با صفا بود!!

هتلشم واسه اداره ی امین بود!!تو خیابون امام رضا علیه السلام!!

تازه امین جونم یه شعر خوشگل درباره ی امام رضا علیه السلام و مسافرتمون به اونجا گفته که حتما ازش میخوام بعدا بزاره این جا تا مشاهده کنید!!

از اونجایی که اخیرا خیلی مرخصی داشتم واسه همین از نظر فشار کاری خیلی سرم شلوغه و همچنین از این ورم قراره که هم عروسی خواهری امین بشه هم عروسی خواهری من....واسه خواهر امین دوازدهم مهر و دهم مراسم دارند واسه پروین هم هنوز دقیق مشخص نیست احتمال داره آخر شهریور و یا هفده یا هجده مهر باشه که اگه دومی باشه خود ما رو پروندن واسه بعد محرم و صفر!!

البته راضی هستیم به رضای خدا و هر چه پیش آید انشالله خوش آید انشالله انشالله انشالله انشالله....انشالله انشالله انشالله....انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله....انشالله انشالله.....

هنوز کلی میخوام لباس بخرممممممممممممممممممممم اووووه.... خرید دارم تا دلت بخواد...

بعدش که عید فطر شد و فرداشم تولد من بود که چون خوش گذرونی بود اصلا یاد وب نیافتادیم!!

یه تولد خیلی قشنگ و حسابی بارم تدارک دیده بود امین جونم همین جا دوباره از همشون تشکر میکنم!!

کادوی تولدم یه النگو خوشگل به انتخاب خودم بود که جفتی بود ولی هنوز یکیشو خریدیم یکی هم مونده بعد یه

سارافون و یه مقداری خرت و پرت دوباره که از طرف امین بود مادر گرامیشون یا بگم گرامیمون برام یه دم پایی رو

فرشی خوشمللللللللللللللللللل خریده بودند زنداداش نقدی حساب کردن ازشون ممنونم و آبجی خانمم یه کیف

دستی خوشملللللللللللللللللللللللل خریده بودن....

تو این مدت اخیر دوتا اتفاق نسبتا بدی افتاده که البته حالگیر هستش بیشتر که یه دفه جلوی آپارتمان امینینا رو کنده بودن مجبور شده ماشین رو بذاره بیرون بعدش صبح پاشده دیده که اووووه یکی زده و در رفته و ماشنم یه طرفش داااااغون شده....اون وقت خسارتشم باید خودش بده دیگه....رفتش از بیمه بگیره البته....که حالا بماند که خسارت مالیش 591 هزار تومن شد و حدود 20 روز نتونستم ببینمش که خیلییییییییییییییییییییییی سخت گذشت به خدا....بعد که همین پنج شنبه ی گذشته اومد رفتیم زنجان تو هتل قصر یه شب موندیم خودمون تو خونه نموندیم و خونه ی فامیلم نرفتیم بردم یکمی زنجان رو بگردونمش....خرید نداشتیم فقط چادر مشکی معمولی از مشهد خریده بودیم یه دونه هم چادر مشکی مجلسی که کن کن اصل هم بود باز از همون جا گرفتیم اونو نگه داشتم واسه روی خرید عروسیمون بذارم چون اوا احتیاجی ندارم بهش الان دوما که تبرک امام رضا علیه السلام هستش و خوبه که همون باشه خونه هم چندتا تازه ارم عربی و کریستال و....

هتلشم بد نبود البته ظاهرش خوب تر از داخل اتاقاش بود!!

فرداشم بردمش گاوازنگ یا همون ایل داغی که یکمی اونجا نشستیم و بعدش ناهار اومدیم باغ پیش بابا و بعدش اومدیم خونه و امین جونم چون نمیخواست به شب بیافته ساعت چهر و نیم به زور از هم جدا شدیم و رفتش....

و اما اون دومی خیلی حال گیر تر بووووووووووووووووووووووود اونم اینکه پری روز وقتی داشته از خیابون و از تو راه خودش می رفته یه خانمی با پریاد از پارک دوبله ی خودش که میخواست دربیاد دوباره می زنه دقیقا به همون جایی که قبلا زده بودن!!

حکمت خدا روشکر ولی با هزار تا مصیبت که دوباره خرجش 500 تومن میشده بیمه گفته من 400 میدم اینم به زور از صافکار و نقاش خواسته تا تو 400 تمومش کنند چون هیشکی باورش نمیشه که دوباره دقیقا همون جای ماشین رو زدن داغون کردن....

خلاصه این هفته هم باید دلتنگی بکشمممممممممممممممممم!!

ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا....

تازه بابا میگه بذار کارامون تموم شه می ری می مونی و هر کاری هم داشتین می کنید!!

آخه یکی نیست بگه که این دلمو چیکار کنم که دوووم نداره داره می میره از دلتنگی....!!

راستی بعضی از کادو هامون رو فراموش کردم بگم یه گوشی تمام لمس بهتره مارکشو نگم بعدش یه روسری ابریشمی خالص فرانسوی....چهار جفت کفش به رنگ ها و مدل های مختلف واسه هر لباسی که داشتم....کیف مشکی رنگ براق...(تو خرید عقدم اکثرا با رنگ قرمز ست کرده بودم)

لوازم آرایش اووووووووووه تا دلت بخواد....

تو زنجانم من واسه امین یه شلوار خریدم و یه پیرهنم از قبل گرفته بودم و البته پولی که بابتشون دادم و میدم معمولا از امین دارمشون یعنی خودش بهم قبلا داده ولی بنده خدا لطف میکنه و میگه سمیرا خریده....

بعدش جوراب و لباس زیرم از اردبیل گرفتیم.....

بعدش یه تسبیح شاه مقصود اصل به مبلغ دویست هزارتومن از مشهد گرفتیم که به همه باز گفت سمیرا خریده من مرد نیستم اگه وقتی وضع جیبم بهتر شد انشالله براش نپردازم انشالله انشالله...انشالله....

یه پیرهنم با یه قرآن مادرماینا براش گرفتن البته به حساب پاگشا نیست چون معمولا تو رسم ما بعد از عروسی کادو میدن که اونم معمولا دوجانبه میشه!!

حساب کردیم تا حالا حدود 4 یا 5 میلیون تومان فقط بابت هزینه ی مکالمه ی تلفن دادیم!!و آخرین قبضی هم که پرداخت کردیم همین ماه گذشته 226500 تومان بود!!

هیچ وقت شما این کارو نکنید!!

تو این مدت آقای یونسی پیک اخیرمون عوض شد چند روزی شخصی به اسم شهبازی اومد بعدشم جایگزین گذاشته به اسم رستم لو که الان اومدن و رفتن و منم باید ببندم و برم!!

الان ساعت دقیقا 12 و 50 دقیقه ی ظهره که پنج شنبه روز چهاردهم شهریورم هست...!!

ای وای یادم افتاد تولد مهری هم گذشته یه زنگی بهش بزنم حتما!!دوازدهم بود!!

فعلا باید برم امین بیچاره هم یه چندتا پرونده ی مشکل دار رو گذاشتن واسش همه ی کارای سخت و میذارن واسه بیچاره امینم!!همچین که تاییدیه اش انشالله از تهران بیاد میزنم فک همشون رو داغون میکنم!!انشالله انشالله انشالله.....انشالله انشالله....

تاییدیه ی مدرک امین جونم رو فراموش کردم و حتی خود مدرکش رو بگم خدا روشکر و خوشبختانه بعد چند روز از عقدمون مدرک دکترای امین جونمم از آمریکا اومد و تاییدیه ی اولش که باید از خود آمریکا یا فک کنم نمایندگیش از دبی می اومد که اونم اومد اما به خاطر اینکه انتخابات شد و وزیر آموزشم عوض شد هنوز به تاخیر افتاده تاییدیه ی تهران که اونم که انشالله اومد میره تو هیات علمی دانشگاه که تو اداره ی خودشونم انشالله به سطح بالاتری ارتجاع خواهد یافت انشالله....انشالله انشالله انشالله انشالله.....

تولد پروین و اسماعیل هم تو تیر ماه یکم و دهم بود!!تولد پدر جان گرامی امین جانم تو 26 همین ماهه واسه محمد رضا 24 همین ماهه و 31 شهریور تولد رقیه و خواهر و برادر امین البته تو شناسنامه و تولد زهرا هم تو 30 شهریور و واسه دایی مهدی هم 15 شهریور فردا هستش انشالله انشالله....انشالله انشالله انشالله....

تولد همه مبارکه انشالله انشالله....انشالله انشالله...

من باید برم

امین جونم خیلی دوستت دارم!!

دلم واسه بغلت خیلی تنگ شده شوشوی عزیزم!!

خدا رو بی نهایت ها بار شاکرم به خاطر داده ها و نداده هایش!!

انشالله اون نداده هاشم میده اگه صلاح میدونه البته انشالله انشالله....انشالله انشالله انشالله.....انشالله انشالله انشالله انشالله.....انشالله انشالله انشالله.....انشالله انشالله....

امروز و فردا عروسی افسانه دوستمه!!

دوست صمیمی نیستم ولی دوستیم باهم!!

مبارکشونه انشالله همه رو میگم انشالله انشالله انشالله....انشالله انشالله.....

عاششششششششششششششششششقتم نفسم!!

اووووووووووووووووووووووووووخ که نازی تو ماشالله هزار ماشالله چش نخوری هیچ وقت انشالله انشالله

انشالله...انشالله...

یا حق یا علی مدد انشالله....انشالله انشالله....

یا حق یا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلّم تسلیما

اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم و العن اعدائهم

یا حق یا الله.....

حسبنا الله نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر....

افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد.....و الهکم اله واحد لا اله الا هو الرحمن الرحیم....

ادرکنی یا غیاث المستغیثین.....

یا مظهر العجائب یا مرتضی علی به حق لطفک الخفی ادرکنی یا مولا....

یا مولانا یا صاحب الزمان عج الله تعالی فرجه الشریف ادرکنی عجّل علی ظهورک.....

ادرکنی ادرکنی....ادرکنی ... بحق فاطمة الزهرا بنت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلّم تسلیما...

اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم و العن اعدائهم!!

یاحق

یاحق

یاحق

[ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 ] [ 12:12 ] [ امين و سميرا ]

سلام

ديروز جشن نامزدي ما بود جشن الهي جشن عاشقانه جشن پر بركت جشن خير و جشن پر از انوار آسماني انشالله كه آقا امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف هم از اين وصلت نيك راضي و خشنودن انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله.....انشالله....

سميرا جانم دلمو تمام و كمال و از صميم قلب و با تمام وجودم بهت تقديم ميكنم كه سرور قلبم و تاج سرمي!!

وااااااااااااااااااااي كه چقدر اين روز خوش و قشنگ و ناز دوست داشتني و عاشقانه اس واي كه قلم از بيان احساس و شوق قلبي و شدت عشق ناتوانه سميرا جانمممممممممممممممممممممممممممممممممم

عاششششششششششقتممممممممممممممممممممممممم

انشالله كه قسمت همه اونايي كه دلشون ميخواد و در شوق عروسي و ازدواجن به مراد دلشون و معشوقشون برسن و يك عمر عاشقانه در كنار هم زندگي كنن

انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله

خيلي از اتفاقهاي قشنگي كه ديروز افتادن خصوصي و بين جفتمون بودن كه نميشه نوشتشون و به همين دليل اين پست از نظر جملات كوتاهه و از نظر عشق و علاقه و احساسات خيلي خيلي بزرگ و بي نهايت و عاشقانه اس در آخر ميخوام در يك جمله بگم كه

سميرا جانم، اي اميد زندگيم

از خدا متشكر و ممنونم كه تو رو بهم داده و انشالله كه براي هميشه و تا ابد مال هم بمونيم و كنار هم باشيم به خوشي و سلامتي و خيلي خيلي خيلي عاشقانه انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله....انشالله....

[ چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 ] [ 20:27 ] [ امين و سميرا ]
سلام

روز 30 اردیبهشت روز مهمی بود انشالله بهتون می گم همین روزا که چه خبر بود انشالله انشالله....انشالله...و

انشالله هر چی هست خیره همیشه انشالله انشالله انشالله.....انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله

انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله.....

خدایا شکرت می کنیم و به تو توکل می کنیم و از تو یاری می جوییم و به تو اطمینان داریم خدای خوبمان یاری مان کن!!

الهی به امید تو....

یاحق

[ پنجشنبه دوم خرداد 1392 ] [ 10:45 ] [ امين و سميرا ]
سلام

خدایا شکرت....به تو توکل می کنیم و از تو یاری می جوییم و به تو اطمینان و ایمان داریم که دستتمون رو می گیری انشالله....انشالله انشالله....

یاحق

[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:35 ] [ امين و سميرا ]
سلام

صبح هممون بخیره انشالله نفسم انشالله انشالله انشالله انشالله....انشالله انشالله انشالله....انشالله انشالله انشالله....انشالله انشالله انشالله انشالله....

زنگیدم جواب ندادی گفتم اینجا بگم النه که انشالله خودت بزنگی....

منتظر خبر خوبماااااااااااااااااااااااااااا

انشالله که همین الان میزنگی و خبر خوبه رو میدی انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله....انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله........

خدایا به تو توکل می کنیم و از تو یاری می جوییم و بهت اطمینان کامل داریم....و شکرت می کنیم بی نهایت ها.....

انشالله که همیشه شکر گزار خوبی براتون باشیم....انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله....انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله....

اگه غلط املایی دارم ببخشید خداجونم!!

خبر خوبه رو دادی دیگه

مرسی ازت

تو وب شعرم شعر جدید بزار نفسم

مرسی

خدایا شکررررررررررررررررررررررررت

دوستان به موقع انشالله یعنی به زودی با خبرای خووووووووووووووووووووش انشالله میام سراغتون

حق نگهدارتون انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله.....انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله انشالله.....

یاحق

[ دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392 ] [ 8:44 ] [ امين و سميرا ]
سلام

خدایا شکرت می کنیم و از تو یاری می جوییم و به تو اطمینان داریم و به تو توکل می کنیم!!

الهی به امید یاری ات....!!

یاحق

[ شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ] [ 11:25 ] [ امين و سميرا ]
سلام دوستان عزیز

سمیرا جان توی مسافرته و من به جاش وب رو آپ میکنم

درسته که مثل خودش نمیتونم ولی خب سعی خودمو میکنم که خوب آپ کنم

انشالله که خودش وقتی به سلامتی از مسافرت برگشت بازم خودش آپ میکنه

عید همگی مبارک

التماس دعای فراوان داریم هاااااااااااا هم من و هم سمیرا جان

پای سفره هفت سین ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نکنین دوستان

ببین چند بار گفتم هاااااااااااااا دعای پای سفره هفت سین یادتون نره هاااااااااااااااا التماس دعا داریم هااااااااااا

[ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 ] [ 12:48 ] [ امين و سميرا ]
سلام

خدایا شکرت به تو توکل می کنیم و از تو یاری می جوییم....!!

الهی به امید تو....!!

یا حق

تقدیم به امین جانم

اگه خواستی دانلودش کن بگوش نفسم

متن آهنگ تیتراژ سیمای خانواده با صدای مجید اخشابی

لحظه ی دیداره

عاشقی معنا شد

تپش قلبم گفت

خودشه پیدا شد

خونه ی تنهاییم

پر شد از خوشبختی

با تو امروز من

عاشق فردا شد

عطر دوست داشتن رو

از نگاهت چیدم

طعم من شیرین شد

رنگ من زیبا شد

تو شروع شادی و لحظه ی پایان غمی

نیمه ی گم شده ی من،نه زیادی نه کمی

تو نگاهت به تموم آرزوهام می رسم

یه فرشته از بهشتی که تو سرنوشتمی

تو فقط لیلی باش

دل مجنون با من

گذر از این هفت خان

سخت و آسون با من

لحظه های شادی همشون مال تو

غم اگر پیدا شد

تو نترس اون با من

دست تغییرت رو بده به دست من

رد بشیم از دنیا

برسیم هر جا شد

پاکی این عشقو

آسمون تضمین کرد

دست گرم خورشید

سایه بان ما شد

تو شروع شادی و لحظه ی پایان غمی

نیمه ی گم شده ی من،نه زیادی نه کمی

تو نگاهت به تموم آرزوهام می رسم

یه فرشته از بهشتی که تو سرنوشتمی

دانلود با لینک مستقیم

برگرفته از سایت

javanha.ir

یاحق


[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 8:52 ] [ امين و سميرا ]
سلام

خدایا شکرت می کنیم و به تو توکل می کنیم و از تو یاری می جوییم...!!

الهی به امید تو....!!

یاحق

[ شنبه نوزدهم اسفند 1391 ] [ 8:46 ] [ امين و سميرا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

اللهم عجل لولیک الفرج.....!!
ادرکنی یامولانایاصاحب الزمان (عج)...
می دانم که روزی خواهی آمد....!روزها چه غمگین
وسرد می گذرند و هرروز برای دیدنت
به انتظار نشسته ام.....مولای من یا صاحب الزمان(عج)
می دانم که روزی خواهی آمد
اما به من بگو که آیا من نیز در روزگار آمدنت هستم...؟؟؟
____________________________
****************************
خدایا حکمت قدم هایی را که برایم برمی داری
به من آشکار کن تا درهایی که به سوی من
می گشایی ندانسته نبندم ودرهایی که
به رویم می بندی به اصرار نگشایم......!
____________________________
****************************
والله به عشق تو آشفته سرم من
والله ز هجر تو بیچاره ترم من
عشق رخ ماهت ، دل را دگر آتش زد
والله به این سودا آسیمه سرم من
یار دل زار من ، رحمی بنما بر من
والله ز یک ناله ، آهسته ترم من
باور بکن عشقم را یکبار سمیرا جان
والله ز عشق تو آکنده ترم من
هرگز به دلت ترسی خلوت نکند‌ ، مهرو
والله به راه تو مردانه ترم من
________ _________
×××××× ×××××××
باور کرده ام حرفهایت را اما خودت هم میدانی زدن هر حرفی در عمل زیباتر است....!منتظرت هستم منتظرت خواهم ماند تا لحظه ای که آخرین نفسم در خواهد رفت ....ولی تو را به جان عزیزت هر چه توانی زودتر بیا تا چند صباحی نیز باتو طی کنم ....! یاحق...!
امکانات وب